٢۳ آبان ۱۳۸۸ (٤:۳٧ ب.ظ)
پیچیدگی این همه زیبایی
یک اعتراف ساده میخواهد؛
بله،
حقیقت این است که تو زیبایی
و من
کم آوردهام
.
.
.
حال از اینجا برو
بگذار تا که در رویای خویش
اندکی آرام بگیرم.
بن بست
اعتراف ٢۳ آبان ۱۳۸۸ (٤:۳٧ ب.ظ) پیچیدگی این همه زیبایی بله،
انتظار ٢٤ مهر ۱۳۸۸ (۱٢:٥٠ ب.ظ)
ها ۱٩ مهر ۱۳۸۸ (۱٠:٠٠ ق.ظ)
ها کن... هوا را به میهمانی ببر نفسهای سینهات را زنده کن هوا را بگذار که های و هوی تو ها کن نگذار که ساده بگیرند برفها ها کن و دوباره
قانون گریزی ۳٠ شهریور ۱۳۸۸ (٥:٥٠ ق.ظ) داستانِ ملاقات تو
دلارام ٢٥ شهریور ۱۳۸۸ (٤:۳۱ ق.ظ) شبانه، |